تازه هاي سايت

وقتي هدف مي خواهد وسيله را توجيه كند! مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
- صفري

براي قضاوت و تحليل در خصوص برخي از مواضع و اتفاقات اخير در سپهر سياسي كشور لازم است كه نيم نگاهي به برخي از حوادث قبل بياندازيم.
همزمان با پيروزي نامزد اصلاح طلبان در رقابت هاي انتخابات رئيس جمهوري هفتم در سال 76 و فعال شدن رسانه ها و روزنامه ها سياسي متعدد كه توسط گروهاي تندرو اصلاح طلب اداره مي شد چرخشي آشكار در وضعيت رهبري جناح به اصطلاح چپ كشور به وجود آمد كه باعث شد هدايت فكري و اجرايي جريان به اين جريان از لايه هاي سنتي و مذهبي  با سوابق انقلابي به دست گروه هاي سياسي، احساسي تندرو و عمدتا قائل به تفكرات دگرانديشانه و  شيفته انديشه ها و ايسم هاي غربي بيافتد.

اين گروه در هشت سال حكومت خود با سوء استفاده ار اقبال اوليه مردم به كانديداي پيروزشان و با پشتوانه فرهنگي كه در هشت سال دولت سازندگي براي خود فراهم كرده بودند توانستند فضاي تخربي همه جانبه اي را عليه رقيب شكست خورده و همچنين ريشه هاي اعتقادي و ديني مردم برپا كنند. آنها از طريق تريبون هاي رسمي و غير رسمي و رسانه اي در اختيارشان با دستاويز نمودن سوژه هايي مانند قتل هاي زنجيره اي و اطلاق مكرر عناوين يا القابي مانند تحجر گرا ، طالبانيسم ، اقتدار گرا و خشونت طلب و ...  باعث انزوا و انفعال چند ساله جريان فعال مذهبي در كشور شدند..
به دليل حملات تند و تيز و مداوم اين گروه ها به تمام شئون بدنه اصولگرايي و ارزش هاي مذهبي جامعه به مرور يك نوع اتحاد و همگرايي در اصولگرايان شكل گرفت به نحوي كه اختلاف سليقه ها در وحدت و هماهنگي آنها گم و ناپيدا شد و با ظهور لايه هاي جوان اصولگرايي و حضور فعال آنها در ميدان رقابت ها، وضعيت سياسي كشور دچار تغيير و تحول شد.
جامعه اصولگرايي طليعه هاي اوليه پيروزي خود و افول قدرت حريف را با شكست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هفتم و قبل از آن عدم موفقيت در شوراهاي دوم شهر مشاهده كرد به نحوي كه عدم استقبال مردم از نامزدهاي اصلاح طلبان در انتخابات هاي بعدي بر شكست كامل سياسي آنها صحه گذارد..
قرار گرفتن چند ساله اصولگرايان در جايگاه اكثريت و در راس قواي كشور و  احساس شكست حريف در كنار ضعف تشكيلاتي باعث  پر رنگ شدن اختلاف سليقه ها گرديد و بازهم بيماري مزمن عدم پذيرش قواعد كار گروهي به سراغ اين گروه ها نيز آمد تا جاييكه هم اكنون نقاط افتراق و اختلاف ديدگاه ها در جمع هاي آنها با صداي بلندتري نسبت نقاط مشترك ابراز مي گردد.
.
متاسفانه در لايه هايي از راس جريان اصولگرايي قشرهاي به شدت فرصت طلب ظهور كرده است. اين لايه ها تلاش مي كنند برنامه ريزي هايشان را به گونه اي رقم بزنند كه يك نوع انحصار در تصاحب سيادت و آقايي بر كليه طيف هاي اصولگرايي را به نام خود ثبت كنند. نماد بارز و قابل فهم از چگونگي عملكرد اين جريان را مي توان در مجلس هشتم و اقدامات برخي افراد براي تصاحب كرسي هاي هيئت رئيسه مجلس هشتم و فراكسيون ها و كميسيون ها آن مشاهده كرد. اين گروه براي حفظ جايگاه خود تابلو اصولگرايي را يدك مي كشد اما هرگاه لازم شد گروهي از اصولگرايان واقعي را در پاي اصلاح طلبان قرباني مي كنند.
البته ميزان اقبال عمومي به كانديداهاي اين گروه در انتخابات ها به خصوص انتخابات رياست جمهوري سال 84 و با توجه به نظرسنجي هاي بعمل آمده نشان مي دهد كه جايگاه اجتماعي و محبوبيت اين افراد در بين جامعه بسيار اندك است . اين گروه ها با وجود وزن اندك خود با سياست بازي و ترفندهاي فريبكارانه يا رياكارانه همواره سعي مي كنند افراد مطرح خود را در سطح ليدر و لايه هاي تصميم ساز در جريان اصولگرايي تزريق كنند.
اما در طول سه سال اخير برخي رخدادها در كشور باعث ايجاد فضايي خاص و شفافيت عملكردها در كشور شده است. اتفاقات پس از انتخابات رياست جمهوري 88 كه بيش از يك سال تمام شئون كشور را در صحنه داخلي و خارجي به خود مشغول كرده بود و ضربات جبران ناپذيري بر پيكره نظام وارد كرد جداي از عوارض بسيار زيادش براي كشور اما توانست در نشان دادن و شناساندن دوستداران واقعي انقلاب و رفيقان نيمه راه و موقت نظام شفاف سازي كند.
در اين انتخابات مشاهده شد كه با گذشت فقط چند ماه يا چند روز بسياري از اشخاص عادي كه شخصي را با سابقه اجرايي طولاني در دهه اول انقلاب به عنوان كانديداي مورد نظر خود انتخاب كرده بودند پس از مشاهده حوادث زيانبار منبعث از تحركات وي در كشور ، در نظر خود تجديد نظر كنند و حتي با حضور در راهپيمايي 9 دي در كنار ساير مردم مخالفت خود را عليه بانيان اين حوادث اعلام كنند.
در جامعه اصولگرايي نيز از لحظه شروع شورش ها و توطئه هاي فتنه گران و حتي قبل از آن دو گروه مشاهده شد.
گروه كثيري كه كه شايد بتوان از آنها به عنوان ياران واقعي و خط مقدم دفاع از ارزش ها و انقلاب نام برد با تمام ابزارها و توان خود در سطح جامعه ، در رسانه ها به خصوص دنياي مجازي، در منبر و كلاس و مدرسه و ... سعي در خنثي كردن تحركات و خشكاندن ريشه اين فتنه ها با بيدارگري خود بودند. اطلاق نام اين جريان به جبهه پايداري با مسماترين عنواني است كه مي توان بر آن نهاد.
اما افراد و گروه اندك در اصولگرايان كه قبلا ذكر آن رفت سكوتي معنادار و يا حمايت علني از شورشگران و عقبه هاي آن را برگزيدند و ماهها و بلكه برخي تاكنون بر نظر خود پابرجا هستند و يا با اعلام  نظر هاي كاسبكارانه و فرصت طلبانه در مواقع خاص بيشتر براي كسب وجه با هزار اما و اگر موضع گيري  مي كنند.
از منظر مردمي كه تا حدودي در جريان مسائل سياسي كشور بوده اند و ذره اي علاقه به نظام و امام و انقلاب در دلهايشان وجود دارد وضعيت اين افراد سياسي در بين گروه هاي تصميم گيرنده در راس هرم اصولگرايان برايشان روشن است و مي توان ميزان محبوبيت اين تيپ افراد سياسي را از استقبال مردمي از آنها در سفر به نقاط مختلف كشور و شهرستان ها مشاهده كرد كه در حد نزديك به صفر يا اندكي بالاتر از هيچ مي باشد.
اما از نظر افراد فعال در جامعه اصولگرايي نيز مواضع رياكارانه اين گروه هاي كم وزن و سياست باز به معني دور شدن اين اشخاص از شاخص هاي ديني و اعتقادي موجود در تفكراتي است كه بر مبناي اصول پايه گذاري شده است.
در حال حاضر تمام همت اين گروه هاي ويژه نفوذ در راس هرم تصميم گيري اصولگرايي است. اين گروه ها با هجمه تبليغاتي به سايرين و انحراف افكار از مواضع قبليشان گام به گام خود را بر جايگاه تاثير گذار بر تصميم گيري در راس جريان اصولگرايي و هدايت برنامه هاي آن مي رسانند تا در زمان مناسب اهداف و برنامه ها را براساس ميل و مطابق با سليقه سياسي و گروهي خود تعريف كنند. آنها سعي مي كنند از دل اين تصميمات بيشتر افراد مورد نظر خود را در نقاط مختلف كشور به عنوان كانديداهاي جريان اصولگرا مطرح نمايند و با صرف هزينه هاي تبليغاتي و با پشتوانه هاي مالي خوبي كه از بودجه هاي شخصي و غير شخصي دارند افراد مد نظر خود را از صندوق هاي راي مجلس نهم خارج نمايند.

 

اضافه‌ كردن نظر