تازه هاي سايت

آقاتهراني: احمدی نژاد را به خاطر مشائی متهم نمی کنم مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل


آقاتهراني: احمدی نژاد را به خاطر مشائی متهم نمبیان ورود به عرصه سیاست، درس های اخلاق هفتگی به دولت، سیاست مبتنی بر اخلاق، رواج بی اخلاقی در جامعه، جریان انحرافی، جبهه پایداری، سحرو جادو، تماشای تلویزیون، فوتبال، سریال، سینما رفتن و ... .


احمدی نژاد را به خاطر مشائی متهم نمی کنم.

حجت الاسلام و المسلمین آقاتهرانی تا یکی دو سال پیش قادر بود از عملکرد دولت کاملاً دفاع کند، این روزها و به دلیل برخی مسائل مطرح شده در مورد اطرافیان احمدی‌نژاد، دفاع از رئیس‌جمهور برای استاد اخلاق دولت نیز مقداری دشوار می‌نماید، هرچند او تلاش دارد واقع‌بینانه و منصفانه به اختلاف ایجاد شده میان رئیس‌جمهور و منتقدان اصولگرایش نگاه کند و از افراط و تفریط نیز بپرهیزد.

شما سال‌ها معلم اخلاق بوده‌اید. از اینکه با ورود به عرصه سیاست جایگاه معنویتان تحت تأثیر قرار گرفته یا لطمه ببیند، نترسیدید؟

بسیاری از دوستانم قبل از ورود به این عرصه از سر دلسوزی و خیرخواهی  به من هشدار دادند. من هم به آنها، توجه می‌کردم و اطمینان داشتم که سخنانشان از سر خیرخواهی است. اما آنچه باعث شد وارد این حوزه شوم طرز تفکرم است. من معتقدم که عزت واقعی نزد خداوند است و اگر به وظیفه‌ام درست عمل کنم تشخیص جایگاه و موقعیتم با اوست. بنابراین از اینکه عزتم به واسطه ورود به عرصه سیاست خدشه‌دار شود، ترسی نداشتم. تنها ترسم از این بود که نتوانم تکلیفم را درست انجام دهم و در تشخیص آن دچار اشتباه شوم. فکر می‌کنم شناخت وظیفه از عمل به آن دشوارتر است. این شرایط برای بسیاری افراد رخ می‌دهد. برای مثال همه ما می‌دانیم که روزه گرفتن واجب و شراب‌خواری حرام است اما گاهی به این واجبات و محرمات عمل نمی‌کنیم یا در مورد کسانی که وارد جریان فتنه می‌شوند، قبل از قضاوت باید احتمال دهیم که شاید فرد خطاکار در تشخیص وظیفه‌اش دچار اشتباه شده است.

در سؤال قبلی منظورم این بود که یک معلم اخلاق متخصص در علم خود می‌تواند بسیار تأثیرگذار باشد و با مردم رابطه خوبی برقرار کند اما زمانی که وارد سیاست می‌شود معلوم نیست بتواند چه تأثیری داشته باشد...

اگر من بتوانم به عنوان معلم اخلاق وظیفه‌ام را به‌خوبی انجام دهم در سیاست نیز می‌توانم اخلاق را مد نظر داشته باشم.

به هر  حال، می‌پذیرید که سیاست عرصه پرخطری است؟

بله، به همین دلیل هم باید بیشتر مراقب بود. البته بخشی از نقص و ایرادی که در کار برخی سیاسیون وجود دارد، بینشی است. بسیاری از افراد سیاسی وقتی وارد این عرصه می‌شوند به دلیل درگیری با مسائل، زیاد از خداوند فاصله می‌گیرند و کمتر یاد خدا می‌کنند. نمونه بارز اخلاق در سیاست را می‌توان در پیامبر (صلی الله علیه و آله) جست‌وجو کرد که با وجود مشغله‌های فراوان زمانی را هم به عبادت اختصاص می‌دادند و حلقه اتصال خویش را با او محکم‌تر می‌ساختند.

قبول دارید که سیاست‌ورزی در کشور ما چندان مبتنی بر اخلاق نیست؟

قصد ندارم که همه سیاسیون را به بی‌اخلاقی متهم کنم، اما باید گفت که اخلاق در این عرصه  جای کمی دارد و باید بیش از اینها به آن پرداخته شود تا توان درست عمل کردن را به ما بدهد.

جامعه کنونی ایران را از نظر اخلاقی چطور ارزیابی می‌کنید؟

به طور کلی در مقایسه با خواص و سیاستمداران، مردم سطح بالاتری از اخلاق را به خود اختصاص داده‌اند و در رفتارهایشان ملاحظات بیشتری را رعایت می‌کنند.

با وجود اینکه می‌فرمایید ملاحظات اخلاقی در بين مردم بیشتر رعایت می‌شود، اما  بسیاری از کارشناسان درباره رواج و گسترش بی‌اخلاقی در جامعه هشدار داده‌اند.

بله، بستگی دارد که جامعه را با چه حوزه‌ای مقایسه کنیم. مثلاً اگر جامعه فعلی را با ایده‌آل‌ها و آرمان‌های مطلوب مقایسه کنیم، طبیعتاً سطح کمتری از اخلاق را به خود اختصاص داده است. از اهداف متعالی پیامبر هم در کلام ایشان آمده است که  می‌فرمایند: من آمده‌ام تا کرامت‌های اخلاقی را به حد اعلی برسانم.

اما باز هم احساس می‌شود در مقایسه با سایر حوزه‌ها هم جامعه کنونی بی‌اخلاق محسوب می‌شود.

من تمایل دارم که بر جنبه‌های مثبت امر تأکید بیشتری شود.

وضعیت اخلاق نسبت به گذشته چه تغییری کرده است؟

متأسفانه نسبت به گذشته  جامعه به لحاظ اخلاقی ضعیف‌تر شده است.

دلیل رشد این بی‌ اخلاقی چیست؟

حدیثی وجود دارد با این مضمون که مردم به دین حاکمان خود هستند. حکمرانان باید توجه داشته باشند که رفتارشان بر مردم تأثیرگذار است و زمانی که فردی در منصبی قرار می‌گیرد زیردستان او هم مانند او می‌شوند. گاهی این الگوپذیری آنقدر شدت می‌گیرد که به گفته شهید مطهری طلبه‌ها در دوره انقلاب در نوع به دوش کشیدن عبایشان از آیت‌الله بروجردی پیروی می‌کردند.

شما به عنوان معلم اخلاق دولت فکر می‌کنید چقدر مباحث اخلاقی مطرح‌شده در جلسات دولت در ذهنیت و عملکرد سیاستمداران تأثیرگذار بوده است.

قطعاً تأثیر بسزایی داشته است. نه به این خاطر که من معلم اخلاق هستم. قبل از اینکه به غرب بروم در حوزه اخلاق تدریس می‌کردم. پس از بازگشت تصمیم داشتم به فعالیت‌های دیگری بپردازم، زیرا در زمینه‌های مختلفی مهارت کسب کرده بودم. وقتی این تصمیم را با یکی از استادان مطرح کردم پاسخ جالبی دادند که نظرم را تغییر داد و مرا به فکر واداشت. ایشان به من گفتند که انتخاب با خودت است، اما پیش از آنکه تصمیم قطعی بگیری  فکر کن که اگر به تدریس اخلاق بپردازی  خودت هم از آن بهره می‌بری. به‌خصوص که به شکل مستمر در جلسات حضور داری و ناخودآگاه خودت هم به توصیه‌ها عمل خواهی کرد.

با این هدف مشغول به تدریس اخلاق شدم و آنچه را که درباره روش‌های تحقیق و تفحص آموخته بودم در آموزش وارد کردم و اساساً یک مؤسسه تربیتی ـ اخلاقی بنا گذاشته شد تا به مباحث عرفانی ورود پیدا کنیم. این روند تا زمانی که دولت نهم بر سر کار بیاید و آقای احمدی‌نژاد به من پیشنهاد برگزاری  جلسات اخلاق برای دولت را بدهند، ادامه یافت.

قبلاً آقای احمدی‌نژاد را می‌شناختید؟

خیر، قبلاً ایشان را ندیده بودم. فقط یک‌بار در زمان تبلیغات ریاست‌جمهوری در رفسنجان بالای منبر بودم که ایشان ناگهان وارد جلسه شدند.

چطور شد که به این نتیجه رسیدید تا جلساتی با مضمون اخلاق برای دولت برپا کنید؟

وقتی آقای احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شدند من برای عرض تبریک و دیدار با ایشان به تهران آمدم و در آن جلسه این بحث مطرح شد و من به شرط  آمدن یک‌بار در هفته، این پیشنهاد را پذیرفتم.

از تأثیر درس‌ها و گفته‌هایتان در دولت نگفتید.

من تأثیر مثبتی را در دولت مشاهده می‌کنم.

بعضی از منتقدان، دولت را به بی‌اخلاقی متهم می‌کنند، نظرتان در ارتباط با این انتقادات چیست؟

به هر حال هیچ فردی از خطا کردن مصون نیست؛ حتی من که معلم اخلاق هستم در مواردی اشتباه می‌کنم. اما باید توجه داشت که این انتقادها از چه ناحیه‌ای است و تا چه حد صحت دارد.

این انتقادات را در جلسات دولت هم مطرح می‌کنید؟

بله، همواره به دوستان متذکر می‌شوم که این انتقادات را بشنوند و به‌سرعت در مقابل آن موضع نگیرند. به تحقیق درباره آن بپردازند و سپس شائبات را رفع کنند.

تاکنون آقای احمدی‌نژاد انتقادات را پذیرا شده و قول بررسی آنها را داده‌اند؟

الان حضور ذهن ندارم. ولی گاهی با ایشان و سایر اعضای دولت جلساتی به شکل خصوصی تشکیل می‌دهم و انتقادات را مطرح می‌کنم.

واکنش آنها نسبت به صحبت‌های شما چگونه است؟

نمی‌دانم ناراحت می‌شوند یا خوشحال. اما نقدهایم گزنده یا مبتنی بر سیاسی‌کاری نیست.

تاکنون با آقای مشایی هم جلسه داشته‌اید؟

خیر.

در اختلافات مطرح میان اصولگریان سعی بر وساطت و شیخوخیت‌گری داشته‌اید؟

تلاش‌هایی در این زمینه کرده‌ام. اما این اقدامات را رسانه‌ای نکردم، چون این کار را درست نمی‌دانستم و معتقدم نقش یک مصلح با منتقد متفاوت است و باید امین صحبت‌های دیگران باشد.

این وساطت‌ها تأثیری هم داشته است؟

بله، در بسیاری موارد راهگشا بوده است و شاید اگر این وساطت‌ها انجام نمی‌شد اختلافات دامنه گسترده‌تری می‌گرفت یا زودتر بروز می‌کرد.

در اختلافات اخیر و جریان موسوم به انحرافی چطور؟ این وساطت‌ها چقدر در جلوگیری از گسترش شکاف‌ها تأثیر داشته است؟

متأسفانه فرصتی دست نداده تا با آقای احمدی‌نژاد در این رابطه گفت‌وگو کنم، اما فکر می‌کنم اگر این اتفاق بیفتد مفید باشد.

حرف مخالفان ایشان را درست می‌دانید؟

من نقدهایی به شیوه‌های برخورد دارم. بارها به دوستان تذکر داده‌ام که کاری نکنند تا در معرض اتهام قرار بگیرند. نباید طوری برخورد کرد که مردم دچار شک و شبهه شوند. باید هنگام قرار گرفتن در معرض اتهام روشنگری کرد و اصرار بر یک رویه نادرست کار اشتباهی است. در سیره عملی پیامبر هم مواردی درباره پرهیز از مواضع اتهام و روشنگری به چشم می‌خورد.

حال که ما با هدف تحکیم مقام ولایت وارد عرصه سیاست شده‌ایم‌، حل کردن مشکلات در شرایط تردید‌آمیز نباید سخت باشد. ما شرایط بسیار سخت‌تری را تجربه کرده و موفق به حل مشکلات شده‌ایم.

و اگر اراده‌ای برای حل این اختلافات وجود نداشته باشد تردید افزایش می‌یابد.

بله، مسلماً ما نمی‌خواهیم که دید مردم نسبت به ما تغییر یابد و از سیاست طرد شوند.

ریشه این انحرافات را در کجا می‌دانید؟

اگر بخواهیم بحث انحراف را مطرح کنیم ساده نیست و باید این مسئله به طور مفصل و از جهات مختلف بررسی و ارزیابی شود. گاهی اشکال در اصول و مبانی است که بسیار آسیب‌زاست و گاهی مشکلات روبنایی و قابل حل یا حتی قابل اغماض است. به خصوص اگر با دیده انصاف به آن نگریسته شود. در کل معتقدم که نسبت به رهبران جامعه باید خیرخواهی داشت و من اگر نکته‌ای را برای گفتن لازم بدانم دریغ نمی‌کنم. اگر انتقادات به شکل منطقی مطرح شود مؤثر است.

واکنش اعضای دولت به این انتقادهای منطقی چگونه است؟

آنها سعی می‌کنند که منطقی پاسخ دهند. چون مباحث، شعارگونه و به دور از تعقل نیست، اما نکته اصلی این است که آیا این نقدها در عملکرد تأثیر می‌گذارد یا نه. در این‌باره اعتقاد دارم که  همیشه باید حق را بیان کرد و به شخص مقابل فرصت تأمل و تفکر در آن مورد را داد.

بعضی از اصولگرایان معتقدند آقای احمدی‌نژاد را باید از جریان انحرافی و شخص مشایی جدا دانست. در حالی که برخی دیگر معتقدند آرای این دو یکسان است. ارزیابی شما چگونه است و با کدامیک موافق‌ترید؟

من زیاد با آقای مشایی نبوده‌ام. قضاوت در این‌باره کمی سخت است. اما می‌دانم که نباید آقای احمدی‌نژاد را به واسطه اطرافیانشان ارزیابی کرد، زیرا در بین اطرافیان ایشان افراد مختلفی حضور دارند. فکر می‌کنم خود ایشان باید در مسائل دقت نظر لازم را داشته باشند. چون توقعات از ریاست جمهوری بالاست و ایشان مورد تنفیذ مقام ولایت قرار دارند.

منظورم این است که برخی آقای احمدی‌نژاد و آقای مشایی را دارای یک طرز فکر می‌دانند و بعضی این تحلیل را رد می‌کنند...

من به خاطر آقای مشایی، آقای احمدی‌نژاد را متهم نمی‌کنم و باید ایشان را به دلیل رفتار و افکار خودشان مورد ارزیابی قرار داد.

سال گذشته در مصاحبه‌ای که با آیت‌الله حائری داشتیم همین سؤال را از ایشان کردیم. ایشان معتقدند که مشایی فردی معتقد و پایبند به اصول است و چنین اتهاماتی به ایشان وارد نیست...

امیدوارم که وضعیت جسمانی‌شان بهبود یابد، زیرا به خاطر کسالتی در بیمارستان به سر‌می‌برند.

به نظر می‌رسد شما تمایلی به پاسخگویی به سؤالات ندارید. اگر موافق هستید درباره جبهه پایداری گفت‌وگو کنیم...

من سخنگوی این جبهه نیستم.

ولی از اعضای برجسته آن هستید و در نشست اعلام موجودیت هم شرکت کرده‌اید...

بله

در واقع سؤال این است که جبهه پایداری مستقل از جبهه اصولگرایی است؟

یعنی شما می‌خواهید بگویید که افراد این جبهه اصولگرا نیستند؟

خیر، منظور من این است که آیا این جبهه قصد فعالیت در ذیل جبهه اصولگرایی را دارد یا ممکن است انشقاقی در میان اصولگرایان ایجاد کند؟

درباره این مباحث در جلسات نخستین صحبت شده است. به طور کلی اصولگرایی معنای کشداری است و به قول طلاب مقول به تشکیک است. دارای مراتب و درجات مختلفی است و طیفی از سیاه تا سفید را شامل می‌شود. برخی از اصول مطرح شده است  که در بیانات مقام معظم رهبری به آن هم اشاره شده است. اصل اولیه ما این است که در جهت مقام ولایت حرکت کنیم. صحبت‌های آیت‌‌الله خامنه‌ای صراحت دارد. ایشان وحدت سیاسیون را خواستارند و تمایل دارند که اختلافات با گفت‌و‌گو و بدون مشاجره برطرف شود. هدف اصلی جبهه پایداری در این است که پایبند به مبانی و اصول باشد و از نفاق  و دورویی بپرهیزد. علت نامگذاری آن هم به همین دلیل است.

یعنی شما معتقدید که برخی به این اصول پایبندی ندارند؟

من کسی را متهم نمی‌کنم، اما بعضی آن را نصفه نیمه رعایت می‌کنند.

ببینید، این سنجش میزان پایبندی به اصول براساس مقیاس‌های خودتان صورت می‌گیرد. چون جبهه پایداری را تشکیل داده‌اید...

تشکیل این جبهه به دلیل  وجود خلأ در بین اصولگرایان است.

حداقل در ظاهر به نظر می‌رسد تشکیل جبهه پایداری به دلیل دستیابی به کرسی‌های بیشتر در مجلس است...

هیچ یک از افراد این جبهه داعیه‌دار نمایندگی در مجلس نیستند و به خاطر دستیابی به کرسی‌های مجلس فعالیت نمی‌کنند، زیرا اصولاً این کار شایسته نیست و نباید انجام شود؛ مگر آنکه احساس تکلیفی ایجاد شده یا ضرورتی احساس شود. من نیز برای نمایندگی در دوره بعد قصد جدی ندارم.

پیش‌بینی شما این است که جبهه پایداری ذیل جبهه متحد اصولگرایی که با محوریت آیت‌الله مهدوی‌کنی شکل گرفته است، فعالیت می‌کند یا ممکن است در آینده به طور مستقل به فعالیت خود ادامه دهد؟

خدا نکند که بین اصولگرایان اختلافی رخ بدهد. اما باید طوری حرکت کرد که ایده‌آل‌های نظام و وعده‌های داده‌شده به مردم تحقق یابد. برای مثال اگر فهرستی برای شرکت در انتخابات مجلس وجود داشته باشد که گرایش‌های عجیب داشته یا نسبت به فتنه سکوت پیشه کرده باشند، مردم رأی نخواهند داد.

به نظرتان لازم نیست برای تحقق این ایده‌آل‌ها از بعضی مسائل چشم‌پوشی کرد یا از  بعضی مواضع عقب‌نشینی؟

البته عقب‌نشینی همیشه کار را حل نمی‌کند. گاهی حتی یک قدم عقب‌نشینی دشمن را چند قدم به جلو هدایت می‌کند.

شاید انعطاف واژه‌ بهتری باشد.

تغییر کلمات  مشکلی را مرتفع نمی‌سازد.

اما شاید شکاف‌های ایجادشده را بهبود ببخشد؟

برای جلوگیری از شکاف باید در نظر داشت که اصول نادیده انگاشته نشود. خط قرمز این جبهه نیز همین است. در جلساتی که با آیات عظام مهدوی‌کنی و جنتی داشتیم بر پافشاری بر همین خطوط قرمز تأکید شد.

برداشت عمومی این است که تشکیل جبهه پایداری یک ساز ناکوک برای ائتلاف اصولگرایان است...

این سازها درون‌گفتمانی است و مسئله‌ای نیست.

فکر نمی‌کنید ممکن است بازتاب خارجی داشته باشد و به شکاف‌های ایجاد شده دامن بزند؟

خیر، اما ممکن است در برایند کار تأثیر بگذارد.

شما مباحث مطرح شده در رابطه با سحر و جادو و ارتباط با اجنه در دولت را می‌پذیرید؟

تخصص من در رابطه با سحر و جادو نیست. تخصص من در حوزه عرفان است که کاملاً متفاوت با این مباحث است.

پس در چه حوزه تخصصی قابل بررسی است؟ آیا به طور کلی وجود خارجی دارد؟

بله، اما در عرفان اسلامی مطرح نیست. تنها در فقه و اصول بحث مختصری درباره احکام مربوط به آن وجود دارد و در عرفان نیز بابی درباره عرفان‌های کاذب گشوده می‌شود. اما به سازوکار آن پرداخته نمی‌شود یا به شکل مبسوط شرح داده نمی‌شود.

چرا در سال‌های اخیر بحث عرفان‌های کاذب در جامعه گسترش یافته است؟

گرایش به عرفان به طور فطری در هر فرد وجود دارد. این امر در غرب نیز رواج دارد. در تحقیقی که من درباره انتشارات غربی انجام دادم به این نتیجه رسیدم که پرفروش‌ترین کتابشان مربوط به حوزه عرفان و معنویات (کتاب مثنوی معنوی) بوده است.

بنابراین هر آنچه که مورد استقبال باشد به‌سرعت به شکل‌های بدل‌گونه تولید و عرضه می‌شود. علاوه بر آن قرار گرفتن در عصر ارتباطات و سرعت شگفت‌آور انتقال اطلاعات ورود این عرفان‌های کاذب را آسان کرده است.

برخی اعتقاد دارند اخلاقیات انسانی در غرب بیشتر از ایران رعایت می‌شود. نظر شما به عنوان کسی که سال‌ها محیط آنجا را تجربه کرده‌اید در رابطه با این تحلیل چیست؟

بله، در آنجا به دلیل اینکه آموزش از سنین کودکی صورت می‌گیرد پایبندی به برخی اخلاقیات بیشتر است.

پس معتقدید که باید اخلاقیات را آموزش داد...

بله، به‌خصوص اگر از سنین دبستان آموزش داده و در افراد درونی شود در سلامت اخلاقی جامعه مؤثر است.

می‌توان بین اخلاق اسلامی با اخلاق انسانی به مفهوم عام تفکیکی قائل شد؟

خیر، به عنوان یک جامعه مسلمان که دارای ارزش‌های اسلامی‌ هستیم باید بیش از غرب به اصول انسانی پایبند باشیم. صداوسیما می‌تواند در گسترش اخلاقیات تأثیر بسزایی داشته باشد. در واقع اخلاق چیزی است که باید در تمامی عرصه‌ها به آن توجه شود. ممکن است گاهی قوانین به ضرر افراد باشد اما باید توجه داشت که در نهایت به نفع جامعه خواهد بود.

و در آخر اگر خاطره‌ای دارید برای ما ذکر کنید...

زمانی که در غرب بودم به‌راحتی می‌توانستم به زندان‌های آنجا رفته و منابع مختلف اعم از جزوه،کتاب و پوستر را برای ترویج اسلام همراه خود ببرم. من نسبت به رفتار مسئولان و همکاری آنها تعجب کردم و این مسئله باعث شد یک خبرنگار درباره آن از فرماندار نیویورک سؤال کند و او در پاسخ گفت که این کار موجب بهنجار شدن رفتار زندانیان و مقید شدن آنها به برخی ملاحظات می‌شود. این نکته برای من بسیار جالب بود.

اولین باری که تلویزیون تماشا کردید، کي بود؟

دوره نوجوانی و جوانی من به زمان طاغوت و شاه باز می‌گردد و به دلیل اینکه در خانواده‌های مذهبی و متدین تلویزیون  وجود نداشت، در خانه تلویزیون نداشتیم.

رادیو چطور؟

در خانه رادیو هم نداشتیم. چون اخباری که آن زمان از رادیو پخش می‌شد صحت نداشت. اما یادم هست که شب‌های جمعه  برنامه‌های سخنرانی مرحوم راشد را از رادیو گوش می‌دادم که صحبت‌های بسیار ارزشمندی بود و بعضی افراد نیز آن را ضبط می‌کردند. در آن دوره از انقلابیون و سخنرانی‌هایشان در رادیوی آن زمان هیچ اثری نبود.

سينما هم رفته بوديد؟

بله؛ اولین فیلمی که در سینما مشاهده کردم فیلم «خانه خدا» بود.

قبل از انقلاب؟

بله، چون علما اعلام کرده بودند که تماشای آن اشکالی ندارد.

کجا تماشا کردید؟

در اصفهان.

این اولین باری بود که سینما رفتن را تجربه می‌کردید؟

بله، تا قبل از آن به سینما نرفته بودم و نمی‌دانستم که چطور مکانی است و برای من جالب بود.

نگفتید تلویزیون تماشا کرده بودید یا خیر؟

بله، تلویزیون را خیلی زودتر از اینکه به سینما بروم تماشا کرده بودم.

بیشتر چه برنامه هایی تماشا می کردید؟

برنامه‌ها و مستندهایی را که درباره  طبیعت و حیات وحش تولید می‌شد، دنبال می‌کردم.

در کجا؟خانه اقوام، همسایه‌ها یا در محیط‌های دیگر مثل قهوه‌خانه و...

خوب شد یادآوری کردید. اولین‌بار در قهوه‌خانه تلویزیون تماشا کردم. در آن زمان بسیاری از افراد در قهوه‌خانه‌ها با تلویزیون آشنا می‌شدند. جا دارد که خاطره‌ای جالب در این رابطه برای‌تان تعریف کنم. پدر همسرم تعریف می‌کرد زمانی که برای اولین بار در قهوه‌خانه تلویزیون تماشا کرده بود، همه افراد حاضر در آنجا متفق‌القول بر این باور بوده‌اند که چند نفر داخل جعبه رفته‌اند و نمایش بازی می‌کنند. درباره رادیو نیز همین تصور وجود داشت و مردم احساس می‌کردند که کسی از داخل آن صحبت می‌کند.

اما شیرین‌ترین خاطره من از تماشای تلویزیون به زمانی بر می‌گردد که حضرت امام (ره) را در تلویزیون مشاهده کردم. اگرچه بسیار علاقه داشتم از نزدیک ایشان را ملاقات کنم اما به دلیل اینکه سن کمی داشتم  این امکان وجود نداشت. از تماشای آن صحنه‌ها بسیار لذت ‌بردم  و برایم جالب بود. هنوز هم این احساس را دارم.

اولین باری که تلویزیون خریدید، چه زمانی بود؟

پس از پیروزی انقلاب. به دلیل اینکه علما اعلام کردند که از این به بعد تماشای آن به اختیار افراد بستگی دارد.

الان چقدر تلویزیون تماشا می‌کنید؟

بستگی به نوع برنامه‌ها دارد. بعضی برنامه‌ها را به طور جدی دنبال می‌کنم. برای مثال برنامه‌هایی که در آنها از آیات قرآن بهره برده می‌شود یا سخنرانی‌ها و صحبت‌های مقام معظم رهبری که تماشا کردن یا گوش دادن به آنها را بر خود واجب می‌دانم. گاهی چندین بار تکرار آن را می‌بینم تا آن را مبنای اعمالم قرار دهم و در مسیر خود دچار اشتباه نشوم.

فیلم و سریال چطور؟

اگر بتوانم با آنها ارتباط برقرار کنم می‌بینم. مجموعه «مختارنامه» را تماشا می‌کردم ولی متأسفانه نتوانستم تمامی قسمت‌های آن به‌خصوص قسمت پایانی را تماشا کنم. با توجه به اینکه در جوانی  ورزش می‌کردم، الان نیز گاهی فوتبال می‌بینم.

طرفدار تیم خاصی هم هستید؟

خیر، برای من تیم خاصی مهم نیست، اما طرفدار فوتبال جذاب و پاک و جوانمردانه‌ام.

پس به نوعی در فضای ورزش هم حضور دارید؟

بله، اما اگر مسائلی خلاف اخلاق ورزشی رخ دهد بسیار آزرده می‌شوم. به نظرم  نباید در ورزش تنها  با هدف بردن، وارد میدان مسابقه شد، بلکه باید با هدف خوب بازی کردن به زمین مسابقه رفت. در مجموع این مهم است که هرکس در هر سمتی کار خود را درست انجام دهد.

برنامه «نود» را هم تماشا می‌کنید؟

بله، اما این منوط به اوقات فراغت از کار و بیدار بودن است. من از آن دسته افرادی هستم که شب‌ها زودتر می‌خوابم و ترجیح می‌دهم بعضی از کارها را هنگام سحر انجام دهم.

نظرتان راجع به عادل فردوسی پور چیست؟ چون بعضی از روحانیون و اصولگرایان به ایشان نقدهای جدی دارند.

بهتر است درباره اشخاص صحبت نکنیم. اصولگرایی معنای خاص خود را دارد و به معنای پایبندی به برخی اصول نظیر حقیقت‌مداری و حقیقت‌گرایی است.

اولین باری که تلویزیون برنامه‌ای را از شما پخش کرد، یادتان می‌آید؟

خیر؛ من چندان علاقه‌ای به تماشای برنامه‌های خودم از تلویزیون ندارم.

چرا؟

چون به نظرم این کار در ظهور «منیّت» و ایجاد کبر مؤثر است. هرچند می‌دانم که این کار می‌تواند به اصلاح و رفع ایراداتم کمک کند. حتی برنامه‌هایی که در ایام ماه رمضان نمایش داده می‌شود را ندیده‌ام.

یادتان می‌آید که اولین بار چه زمانی در تلویزیون برنامه اجرا کردید؟

دقیق به خاطر ندارم.

موضوع اولین برنامه تلویزیونی‌تان را چطور؟

باور کنید موضوع و زمان پخش اولین برنامه را به یاد ندارم. ولی برنامه‌ای که مورد توجه و اقبال عمومی قرار گرفت شرح دعای ابوحمزه ثمالی بود که در ماه رمضان پخش می‌شد. متأسفانه بعضی از دست‌اندرکاران صداوسیما تمایل دارند که برنامه‌هایی از این قبیل در استودیوها ضبط شود. این امر ناخوشایند نیست اما من به شخصه ترجیح می‌دهم که در فضای منبر صحبت کنم؛ زیرا تأثیرگذارتر است. شاید جالب باشد خاطره‌ای در این رابطه برای‌تان تعریف کنم. سال‌ها قبل در هیئت فاطمیون قم سخنرانی مذهبی داشتم. کارکنان آنجا برای برگزاری اعیاد به کمک مالی احتیاج داشتند. در جلسه‌ای با یکدیگر همفکری کردیم و به این نتیجه رسیدیم که سخنرانی‌هایم در تلویزیون پخش شود. این پیشنهاد را با یکی از دوستان صداوسیما مطرح کردم و از این طریق هزینه مالی برپایی جشن‌ها تأمین شد.

یعنی در اصطلاح فوتبالی حق پخش سخنرانی‌هایتان را دریافت کردید؟

من چندان به دنبال کسب‌و‌کار و درآمدزایی نیستم و بیشتر به کار فرهنگی علاقه دارم. برای کمک به هیئت این کار را انجام دادم اما دوستان صداوسیما به این روند اعتقاد ندارند. تلویزیون پرستیژ خاص خود را دارد که من چندان اهل آن نیستم و احساس می‌کنم بعضی از اما و اگرها ضرورت زیادی ندارد.

دلیل این اعتقاد چیست؟ تلویزیون که قابلیت‌های بیشتری دارد و خود می‌تواند منبر وسیع‌تری برای جمعیت بسیاری باشد.

بله، تلویزیون قابلیت‌های زیادی دارد، اما اگر این قابلیت برای پخش برنامه‌ای مذهبی که کارشناس در بالای منبر است به کار گرفته شود ثأثیرش دوچندان خواهد بود. فضای منبر معنویت خاصی دارد.

خودتان هم هنگام حضور در برنامه‌های تلویزیون این تفاوت  را احساس می‌کردید؟

بله، برای مثال اگر خودم به سخنرانی یک عالم که در بالای منبر قرار دارد گوش دهم، خود را در آن فضا تصور می‌کنم.

فکر نمی‌کنید این احساس به دلیل منبری بودن خودتان است؟ ممکن است مخاطب با سخنرانی در استودیو بیشتر مأنوس باشد.

بله، البته این نظر شخصی بنده است.
 

اضافه‌ كردن نظر