تازه هاي سايت

واژه های حقوقی(طنز) مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل


ارتقای مقام : راز سر به مهر

اصول شوهرداری : به مجموع رفتارهایی که شوهر را از زن گرفتن پشیمان می سازد می گویند

تعلیق در منشأ : یعنی بین قصد انشاء و آثار ناشی از آن قصد فاصله زمانی واقع شود . مانند تعلیق پاکدامنی به دوران پیری توسط مردان .

تفسیر مضیق : نوعی از تفسیر قضائی است که به موجب آن مدلول یک قانون در چهارچوب مفهوم خویش محبوس گردیده و از سرایت دادن آن به موارد سکوت و یا به مواردی که احتمال دارد که شامل آن موارد باشد خودداری می شود مانند کلمه بیان که در آزادی بیان فقط ذگر کلمه ( بیان ) آزاد است .

تقلب نسبت به قانون : نوعی پیروی از قانون به گونه ای که مزاحم منافع فرد نباشد .

تقلید : وکالت دادن به دیگری برای فهماندن

درصد : ارقامی است که به ذهن الهام می شود

روح قانون : اصول و نظرهایی که بیرون از جسد قانون می باشد

ضرب و جرح : اختلاط و صحبت کردن با دست و پا

طرح امنیت اجتماعی : چشم پوشی از خطاهای بزرگ آقازاده ها و افراد مطرح و معروف و اصلاح خطاهای کوچک با سر و صدا

طلاق خلع : طلاقی است که به موجب آن زوجه مهر به زوج و خون زوج به زوجه حلال می شود .

عطف به ما سبق شدن قوانین : کن فیکون

علت تشریع : علتی که سبب وضع قانون معینی می شود چنان که علت وضع قانون صدور چک و اعمال مجازات برای صدور چک بلامحل ، ترویج دروغ بین دارندگان چک میباشد .

عموم و خصوص مطلق : هر گاه رابطه بین دو مفهوم طوری باشد که یکی بر همه مصادیق دیگری صدق کند ولی دومی بر پاره ای از مصادیق اولی صدق نماید این رابطه را عموم و خصوص مطلق می گویند مثلا فرود سالم هر هواپیمای توپولوف یک معجزه است ولی هر معجزه ای الزاما فقط فرود سالم توپولوف نیست .

عندالمطالبه : این واژه در اصل عناد المطالبه بوده که به مرور زمان به جهت سهولت در تلفظ به عندالمطالبه تبدیل شده است و به معنی مطالبه از روی عناد میباشد که معمولا در مورد مهریه مصداق دارد .

عیب سلبق : عیبی است که منشا خیار بوده و قبل از عقد وجود داشته ولی طرف دیگر قرارداد از آن آگاهی نداشته است مانند تاهل در عقد نکاح
فحاشی : ضرب و جرح با استفاده از کلام

قاعده اقدام : نوشتن ترمینولوژی حقوق به زبان طنز در خبرنامه کانون وکلا

قانون تکمیلی : قانونی که بر خلاف قانون امری که متضمن امر و نهی بوده و اراده افراد بر خلاف آن بلااثر می باشد ، جانشین اراده فرد قرار داده شده و در صورت تمایل و دلبخواهی می توان آن را عمل نمود مانند قانون اساسی

کلاهبرداری : گرفتن مستقیم مال برای دادن امید به فرد . در صورت اخذ غیر مستقیم مال برای فعل فوق عنوان به حکومت داری تغییر می یابد

نظریه پرداز : کسی است که همیشه از کلمه همیشه استفاده می کند

نفت : مهریه ملت

واخواهی : اعلام دلخوری از جلسه ای است که هر چند رغبتی به رفتن آن نداریم ولی از این که به آن دعوت نشده ایم دلخور شده ایم

گرد آوری: بابافارس
 

اضافه‌ كردن نظر