تازه هاي سايت

آخرين مناجات شهید چمران لحظاتی قبل از شهادت مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
" ... ای حیات با تو وداع می کنم، با همه زيبائيهايت ، با همه مظاهر جلال وجبروت ، با همه کوهها و آسمانها و درياها و صحراها ، با همه وجود وداع مي کنم . با قلبي سوزان وغم آلود به سوي خداي خود مي روم و از همه چيز چشم مي پوشم . اي پاهاي من ، مي دانم شما چابکيد، مي دانم که در همه مسابقه ها گوي سبقت از رقيبان ربوده ايد ،    

 

http://parsapress.ir/images/cham.gif

 

چمران پس از شهادت رستمی ، فرمانده شجاع دهلاویه، برای بازدید مجدد و توجیه فرمانده جدید مناطق عملیاتی دهلاویه راه  اهواز - سوسنگرد را در پیش گرفت  ، برای آخرین بار از خرابی های شهر مقاوم سوسنگرد گذشت و به سوی دهلاویه روان شد در حالیکه در داخل اتومبیل چنین می نوشت:

" ... ای حیات با تو وداع می کنم ، با همه زيبائيهايت ، با همه مظاهر جلال وجبروت ، با همه کوهها و آسمانها و درياها و صحراها ، با همه وجود وداع مي کنم . با قلبي سوزان وغم آلود به سوي خداي خود مي روم و از همه چيز چشم مي پوشم . اي پاهاي من ، مي دانم شما چابکيد، مي دانم که در همه مسابقه ها گوي سبقت از رقيبان ربوده ايد ، مي دانم فداکاريد ، مي دانم که به فرمان من به سوي شهادت صاعقه وار به حرکت در مي آئيد ، اما من آرزوئي بزرگتر دارم ، من مي خواهم که شما به بلندي طبع بلندم ، به حرکت در آئيد ، به قدرت اراده آهنينم محکم باشيد ، بسرعت تصميمات و طرح هايم سريع باشيد . اين پيکر کوچک ولي سنگين از آرزوها و نقشه ها و اميدها و مسئوليتها را به سرعت به هر نقطه دلخواه برسانيد .

در اين لحظات آخر عمر آبروي مرا حفظ کنيد . شما سالهاي دراز به من خدمت کرده ايد ، از شما مي خواهم که اين آخرين لحظه را به بهترين وجه ادا کنيد . اي پاهاي من سريع  وتوانا باشيد ، اي دستهاي من قوي و دقيق باشيد ، اي چشمان من تيزبين و هوشيار باشيد ، اي قلب من ، اين لحظات آخرين را تحمل کن ، اي نفس ، مرا ضعيف وذليل مگذار ، تا چند لحظه بيشتر با قدرت و اراده صبور و توانا باش به شما قول مي دهم که پس از چند لحظه همه شما در استراحتي عميق و ابدي آرامش خود را براي هميشه بيابيد و تلافي اين عمر خسته کننده و اين لحظات سنگين و سخت را دريافت کنيد. من ، چند لحظه بعد به شما آرامش مي دهم ....

دیگر شما را زحمت نخواهم داد.دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد. دیگر فشار  عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد.دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد. از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد. از گرسنگی و گرما و سرما شکوه نخواهید کرد. و برای همیشه در بستر نرم خاک، آرام و آسوده خواهید بود. اما این لحظات حساس ،لحظات وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.

 خدايا! وجودم اشک شده ، همه وجودم از اشک مي جوشد ، مي لرزد ، مي سوزد و خاکستر مي شود. اشک شده ام و ديگر هيچ ، به من اجازه بده تا در جوارت قرباني شوم و بر خاک ريخته شوم و از وجود اشکم غنچه اي بشکفد که نسيم عشق و عرفان و فداکاري از آن سرچشمه بگيرد .

خدايا ترا شکر ميکنم که باب شهادت را به روي بندگان خالصت گشوده اي تا هنگامي که همه راهها بسته است و هيچ راهي جز ذلت و خفت و نکبت باقي نمانده است می توان دست به اين باب شهادت زد و پيروزمند و پر افتخار به وصل خدائي رسيد ."

مناجات شهید چمران لحظاتی قبل از شهادت/ايران حامي

چمران به قربانگاه یعنی دهلاویه رسید ، رزمندگان بر گردش حلقه زدند و او سخن گفتن آغاز نمود. با همه وداع کرد ، همه را بوسید ، حتی آنانی را که خفته بودند ... لحظاتی بعد گلوله های خمپاره دشمن باریدن گرفت و گلوله ای داغ و سوزان در کنارش فرود آمد و دل زمین را شکافت  ، صدای انفجار آن با انفجار قلبهایی که شیفته و آکنده از محبت و عشق شهید چمران بودند توام گشت. ترکش خمپاره او را به زمین انداخت ، دیگر اندام توانایش یارای برخواستن نداشت ، فریاد و شیون رزمندگان به هوا برخواست . خون از سر و صورتش جاری بود و دیگر چهره متبسم و غرق به خونش با کسی نجوا نکرد . سرانجام روح بلندش در افق سرخ دهلاویه عاشقانه و عارفانه به ملکوت اعلا پیوست.

 

مطالب مرتبط:

شهید چمران و فرهنگ مبارزه

عکس ها

 

اضافه‌ كردن نظر